ج. صدرا

از زیروپدیا
پرش به: ناوبری، جستجو

او برای مدتی طولانی عضو انجمن بود بی آن‌که خود بداند عضو انجمن است. بعد از درز پیدا کردن اسرار فوق محرمانه، درست پنج ساعت و پنج دقیقه و پنج ثانیه طول کشید که بالاخره باور کند انجمن از زودباوریِ تخیلاتش، که به دلیل سنِ کم هنوز از بین نرفته بود، برای پیش بردِ امور زیرزمینی خود استفاده‌کرده‌است. البته ج.‌صدرا متوجه حساسیت اهداف انجمن بود و حاضر شد با هویت پوششی در دنیای سه بعدی دست چندم ادامه‌ی حیات بدهد و با انجمن زیر و رو، همکاری پایدار داشته باشد. ج.‌صدرا پیش از پی بردن به هویت واقعی خود، از جمله منتقدانِ نظریاتِ مدرنِ علمی به نام فیزیک در دنیای سه بعدی بود. او با استدلال معروفی که نشان می‌داد عالم از ذرات بی بعد تشکیل شده است، عمیقا مخالفت می ورزید. یکی از ملزومات این استدلال وجود دنیاهایی با ابعاد چند گانه است. وی اظهار داشته‌است: «من احمقانه فکر می کردم اجزاء و کل باید سنخیت داشته باشند، حال آن‌که امروز می‌بینم دنیای سه بعدی از ذراتِ هیچ بعدی ساخته شده است.» اصل استدلال بدین شرح است: همین که دو نقطه‌ی متمایز وجود داشته باشند، می‌توانیم خط بکشیم. وجودِ دو خطِ متمایز به این معنا است که صفحه‌ای وجود‌دارد. همین‌که دو صفحه‌ی متمایز وجود داشته‌باشند می‌فهمیم که جسم سه بعدی وجود‌دارد یا می‌تواند باشد، و وجود اجسام سه بعدی یعنی بعد چهارم موجود است. به‌علاوه خط از نقطه تشکیل شده است، صفحه از خط و جسم از صفحه. پس جسم سه بعدی و چهار بعدی و همه، از نقطه که بی بعد است تشکیل شده‌اند.

او همچنین در نمایش‌های شبانه به آرتیزان کمک می‌کند. اما دلایل او برای این کار همچنان بر ما پوشیده هستند. طرح‌ریزی داستان‌ها و بازی با بچه‌های هر دهکده از کارهای ج.صدرا است. کسی چیزی از گذشته‌ی او نمی‌داند. حدس می‌زنند شاید او متعلق به شهر سفید باشد. این را از روی دانایی و توانایی‌اش در بحث‌های موشکافانه‌ی فلسفی حدس می‌زنند. شهرسفید جایی بود مخصوص کسانی که علاقه به یادگیری فلسفه داستند. در آن شهر همه سفید می‌پوشیدند و اکثر استادها پیرمردهایی با مو و ریش سفید بودند. به همین دلیل به آنجا شهر سفید گفته می‌شد. اما شهر سفید به ناگاه به مخروبه‌ای تبدیل شد. یکی از فرضیه‌ها این است که وی به دنبال انتقام از تخریب‌کنندگان شهر با پوشش مخفی در سفر است.