Erlin

از زیروپدیا
پرش به: ناوبری، جستجو

اِرلین از بسیاری جهات یک دختر بسیار معمولی بود. شاید بشود گفت خاص‌ترین ویژگی‌اش این بود که نامش اِرلین بود و پیش از او کسی با این نام وجود نداشت. البته تا حدودی می‌شد گفت ارلین زیبا بود. البته با معیارهای همان‌موقع. یعنی زمانی که مسواک و عطر اختراع نشده بود. حتی اطلاع دقیقی از اینکه چقدر از شانه استفاده می‌کردند در دست نیست. صابون هم که وجود نداشت. پس دیگر خودتان تصور کنید اوضاع به چه منوال بود. ولی با وجود همه‌ی این حرف‌ها، چشم‌های ارلین که به تعابیر دریگلو “در خودشان اقیانوسی داشتند” بسیار بسیار آبی بودند. و شاید به همین دلیل طرفدارانش زیاد بودند. یکی از کسانی که ارلین را دوست داشت همین دریگلو بود. تفاوت دریگلو با دیگران برای ارلین چندان مفهومی نداشت. همه‌ی آن‌ها هر روز به شکار می‌رفتند. یکی روباه می‌آورد، دیگری گراز، آن یکی پلنگ. اما از روزی که دریگلو هدیه‌اش را آورد، همه چیز تغییر کرد. حالا همه یک طرف بودند و دریگلو یک طرف دیگر. چیزی وجود داشت که او را از همه مجزا می‌کرد...